بیهق، جوین، اسفراین و ... از شهرستانهای ربع نیشابور یا خراسان بزرگ غربی
تصویر رویه‌ای از نسخه خطی تاریخ  ابوعبدالله حاکم نیشابوری (۴۰۵–۳۲۱هـ. ق)؛ 
در این رویه و دو رویه بعدی به معرفی ولایت‌های نیشابور (خراسان غربی) از جمله ولایت‌های بیهق، جوین، اسفراین و ... پرداخته شده است.

یکی از عرصه‌های پژوهشی خراسان بزرگ غربی (ربع نیشابور)، بررسی مستندات جغرافیای تاریخی این ناحیه در متون پژوهشی دسته اول جغرافیایی-تاریخی است. در زیر به بررسی جغرافیای تاریخی ربع نیشابور (خراسان بزرگ غربی) در  چند منبع مطرح در این حوزه، پرداخته شده است.
ابن خردادبه (۲۱۱–۳۰۰هـ. ق)؛ زام، باخرز، جوین، و بیهق را از توابع نیشابور دانسته‌است.[1] احمد یعقوبی (وفات: ۲۹۲هـ. ق) می‌گوید: نیشابور، شهری بزرگ با کوره‌ها (= ناحیه‌ها و شهرها) ی بسیار است، از آبادی‌های نیشابورند: طبسین، قهستان، نسا، ابیورد، ابرشهر (نیشابور)، جام، باخرز، توس، شهر توس بزرگ (که به آن نوقان گفته می‌شود)، زوزن و اسفراین.[2] احمد بلاذری (وفات: ۲۷۹هـ. ق) در بخش «فتوح خراسان» کتاب تاریخ خود، در آنجا که به فتح شهرها و نواحی خراسان، در دهه چهارم سده اول هجری، به دست سپاه مسلمانان، به سرکردگی عبدالله بن عامر کریز سخن می‌گوید؛ سرگذشت فتح زام (جام)، باخرز، جوین، بیهق، بشت (پشت)، اشبند (اسفند)، رخ، زاوه، خواف، اسبرائن (اسفراین) و ارغیان را از رستاق‌های نیشابور را روایت می‌کند و سپس می‌نویسد: «ابن عامر … ثم أتی أبرشهر و هی مدینة نیسابور» عبدالله بن عامر، به ابرشهر آمد و آن شهر نیشابور است.[3]

محمد مقدسی (قرن ۴هـ. ق) جغرافیای ربع نیشابور را چنین توصیف کرده‌است: اسم قصبه (=شهر اصلی) آن‌ها ایرانشهر (= یکی از نام‌های نیشابور) است. چهار بخش، دوازده رستاق (= ولایت، شهرستان) و سه خزانه و قصر و دار دارد. بخش‌های قصبه نیشابور عبارت‌اند از شامات، ریوند، مازل و بشتفروش. ولایت‌های آن عبارت‌اند از بشت، بیهق، کویان، جاجرم، اسفراین، استوا، اسفند، جام، باخرز، خواف، زاوه، رخ. زوزن، دار آن و بوزجان قصر آن و توس و نسا و ابیود، خزانه‌های ایرانشهر (=نیشابور) هستند؛ و این ولایت‌ها که از آن‌ها یاد کردیم غیر از خزانه‌هایشان، شش هزار دیه مانند عمواس دارند با یکصد و بیست منبر.[4] ابوعبدالله حاکم (قرن ۴ و ۵هـ. ق)، دربارهٔ ولایت‌های نیشابور می‌گوید: ذکر ولایات کی از نواحی و اقطار خراسان، به نیشابور، نسبت دادندی و اشراف و اکابر آن را نشابوری خواندندی و آن دوازده ولایت است طول و عرض، یعنی آن از سی فرسخ و بیست و پنج کمتر نباشد. به هر یکی از آن قری و قنوات و باغات و عمارات. او در ادامه؛ بیهق، جوین، اسفراین، خبوشان (استوا)، ارغیان، پُشت، رُخ، زوزن، خواف، ازقند، جام و باخرز، و جاجرم را در شمار ولایات نیشابور نام می‌برد.[5]

در نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق شریف ادریسی (وفات: ۵۶۰هـ. ق)، «الانساب»ابوسعد عبدالکریم سمعانی (وفات: ۵۶۲هـ. ق)، «معجم‌البدان» یاقوت حموی (وفات: ۶۲۶هـ. ق)، «الباب فی تهذیب‌الانساب» ابن اثیر (۵۵۵–۶۳۰ هـ. ق) و … به حدود و ولایت‌های نیشابور (=خراسان غربی) اشاره شده‌است.[6]

ابوالفداء (وفات: ۷۳۲هـ. ق)؛ بیهق، خبوشان، جام، طرثیث (ترشیز)، استوا، باخرز، بشت، اسفراین، طوس و جوین را از اعمال نیشابور یاد کرده[7] و محمد بروسوی (وفات: ۹۹۷هـ. ق) نیز جوین، استوا، بیهق، اسفراین، بخرز (باخرز)، بُشت، جام، خبوشان، خواف، طوس را از نواحی نیشابور دانسته‌است.[8]

  1. پرش به بالاابن خردادبه. مسالک و ممالک. ترجمهٔ سعید خاکرند. تهران: میراث ملل، ١٣٧١. ص٢٥.
  2. پرش به بالااحمد بن ابی‌یعقوب بن واضح الکاتب. کتاب البلدان. بیروت: دار احیاء التراث العربی، ١٩٨٨م. ٩٥-٩٦.
  3. پرش به بالااحمد بن یحیی بن جابر البغدادی. فتوح‌البلدان. بیروت: دار و مکتبه الهلال، ١٩٨٨م. ص٣٩٠-٣٩١.
  4. پرش به بالاشمس‌الدین ابی عبدالله محمد مقدسی. احسن‌التقاسیم فی معرفة الاقالیم. بیروت: دارصادر، ١٩٠٦م. ص٣٠٠.
  5. پرش به بالاابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، ١٣٧٥. ص ٢١٥-٢١٧.
  6. پرش به بالاحسین صومعه. «بازشناسی ربع نیشابور خراسان و تقسیمات جغرافیایی آن». پایگاه اطلاع‌رسانی شهر کتاب، ١٣ مرداد ١٣٩٤.
  7. پرش به بالاتقویم البلدان. قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة، ٢٠٠٧ م. ص ۴۷۹، ۵۰۴، ۵۰۵، ۵۱۱، ۵۱۳، ۵۱۴.
  8. پرش به بالااوضح المسالک إلی معرفة البلدان و الممالک. بیروت: دارالغرب الاسلامی، ۱۴۲۷ق. ص ۱۴۵، ۱۴۸، ۱۴۹، ۱۵۰، ۱۹۶، ۲۱۲، ۲۶۲، ۳۰۸، ۳۱۹، ۴۵۹.