عکسی که در بالا می‌بینید ابراز احساسات تحسین‌برانگیز یک شهروند نو-جوان درباره بنیادواژه هویتی «خراسان غربی» است که البته با یک  برداشت ساختگی و ناسنجیده، در یک کانال تلگرامی و یک وبلاگ در فضای مجازی منتشر شده است. در این عکس که بر روی ارتفاعات مارکوه خراسان گرفته شده؛ بنری با زمینه سرخ و نوشتاری روشن، در دو دست نمایش‌دهنده نو-جوان، به نمایش درآمده است. نوشتار روی بنر، چنین است: «از تبار نظام‌الملک و کاشفی و بیهقی هستیم / زاده خاور ایران و خراسان غربی هستیم.» در جمله نخست این نوشتار، به سه تن از شخصیت‌های تاریخی-فرهنگی قدیم خراسان غربی و در جمله دوم (با بزرگنمایی) به «خاور ایران و خراسان غربی» اشاره شده است. این عکس، بهانه‌ای شد تا محتوای ارائه در آن را با توجه به مستندات تاریخی و فرهنگی خراسان، به بوته بررسی و ژرف‌نگری بسپاریم. «پژوهشنامه خراسان غربی» از بررسی، پژوهش و شفاف‎سازی تمامی مقوله‌های محتوایی مورد توجه مخاطبان گرامی،( مرتبط با پهنه فرهنگی، گستره جغرافیایی و زمینه‌های تاریخی خراسان غربی (ربع نیشابور)؛ با پیش‌شرط دارا بودن ارزش محتوایی و یا نمادین قابلیت بررسی)، استقبال می‌نماید.   

 

تبار نظام‌الملک و کاشفی و بیهقی:

- نظام‌الملک توسی؛ ابوالحسن علی‌بن اسحاق‌بن عباس طوسی (408ق، نوغان توس – 485ق، احمدآباد اصفهان)؛ وزیر مشهور دوره ساجوقی و مدرس نظامیه نیشابور؛ او بخشی از تحصیلات خود را در نیشابور گذرانده و همچنین به مدت 20 سال، مدرس نظامیه نیشابور بوده است.(1)

- ملا حسین واعظ کاشفی؛ کمال الدّین حسین بن علی واعظ کاشفی سبزواری (متوفی 910 ق، سبزوار)؛ شاعر و واعظ؛ او مدتی از زندگی خود را در نیشابور گذرانده است.(2)

- ابوالفضل بیهقی؛ ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی (385ق، حارث‌آباد بیهق - 470ق، غزنین)؛ تاریخنگار معروف دوره غزنویان؛ او تحصیلات و همچنین بخشی از زندگی خود را در نیشابور گذرانده است.(3)

- بیهقی‌های دیگر: افزون بر خواجه ابوالفضل بیهقی، دبیر و نویسنده دستگاه سلطنت غزنویان و نویسنده کتاب مشهور «تاریخ بیهقی»، بیهقی‌های دیگری هستند که به ولایت بیهق خراسان بزرگ غربی یا ربع نیشابور خراسان بزرگ منسوبند. از این جمله‌اند:

-- ابوالحسن علی‌بن زید بیهقی (قرن 6 هـ.ق، بیهق) معروف به ابن فندق و نویسنده کتاب گرانقدر «تاریخ بیهق»؛ او تحصیلات و همچنین مدتی از عمر خود را در نیشابور گذرانده و در پایگاه علمی نیشابور، از محضر استادانی همچون ابوجعفر بیهقی، احمد بن‌ محمد میدانی، ابراهیم ابن‌ محمدخزاز و علی‌ بن‌ عبدالله بن‌ هیصم بهره فراوان بروده است.(4)

در کتاب «تاریخ نیشابور» ابوعبدالله حاکم نیشابوری (قرن 4 هـ.ق) نام 15 تن از دانشورزان منسوب به بیهق آمده است که ساکن نیشابور بوده و در این مرکز علمی و فرهنگی خراسان، به تحصیل و تدریس علم مشغول بوده‌اند.(5) بیهقی‌های نیشابور به روایت ابوعبدالله حاکم عبارتند از:

-- «ابوعلی احمد بن حمدویه بن مسلم بیهقی» (محدّث)

-- «ابوعلی حسن بن احمد بن حسن بن موسی قاضی بیهقی» (ادیب و فقیه)

-- «ابوعلی حمدان بن محمد بن رجاء بیهقی»

-- «ابوعقیل  شریح بن عقیل بن رجاء بیهقی»

-- «ابوصالح شعیب بن محمد بن شعیب بن محمد بن عجلی بیهقی»

-- «ابوطیب طاهر بن احمد بن عبدالله بیهقی»

-- «علی بن حسین بن عبدویه بیهقی نیشابوری»

-- «علی بن عیسی بن حرب بیهقی نیشابوری»

-- «ابومحمد فضل بن محمد بن مسیب بن موسی شعرانی بیهقی نیشابوری»

-- «ابوالعباس محمد بن اسحق بن ابراهیم بیهقی نیشابوری» معروف به ابوالعباس بیهقی زاهد

-- «ابوعلی محمد بن سعدویه بیهقی نیشابوری»

-- «ابوالحسن محمد بن شعیب بن ابراهیم بن شعیب عجلی بیهقی نیشابوری» (فقیه)

-- «ابوبکر محمد بن فضل بن محمد بن مسیب شعرانی بیهقی نیشابوری»

-- «ابوعمران موسی بن حسین بن عبدالرحمن بیهقی نیشابوری»

-- «محمد بیهقی» (فقیه)(5)

گفتنی است که در تاریخ حاکم، از دانش‌ورزان بیهقی‌ دیگر مقیم در نیشابور نیز نام برده شده است که اختصاصا منسوب به  قریه‌های ولایت بیهق می‌باشند که به خاطر پرهیز از به درازا کشیدن نوشتار، از ذکر نام‌ آن بزرگان، صرف‌نظر می‌نماییم. باید یادآوری نمود که کتاب تاریخ حاکم، فقط یکی از منابع مرتبط با شناخت بیهقی‌های مقیم، محصل و مدرس نیشابور است و مراجعه به کتاب‌های معتبر دیگر همچون «معجم‌ البلدان» یاقوت حموی، «الانساب» سمعانی، «اللباب فی تهذیب الانساب» ابن اثیر و ... لیست و شرح سرگذشت بیهقی‌های بسیاری در اختیار ما قرار می‌دهد که می‌توان بر اساس آن کتاب مسطاب «دانش‌ورزان بیهقی مقیم پایگاه علمی و فرهنگی نیشابور» را به رشته نگارش درآورد.

 نیشابور، بهین بلاد خراسان در کتاب تاریخ بیهق

بیهق، ولایتی از ولایات خراسان غربی:

تاریخ‌نگار بزرگ ولایت بیهق، جناب استاد ابوالحسن علی بن زید بیهقی (در قرن ششم هـ.ق) در کتاب گرانقدرشان نوشته‌اند: «قال رسول الله صلی ‌الله علیه: «خیر بلاد خراسان نیسابور». چون نیشابور، بهین بلاد خراسان باشد؛ نواحی آن، بهترین نواحی بُوَد ... در اشتقاق لفظ بیهق ... قول آنست که این بیهه است – بزبان پارسی اصلی، بیهین بود- یعنی که این ناحیت، بهترین نواحی نیشابور است.»(6) شهرستان سبزوار امروزی، بخشی از بیهق قدیم است و نواحی نیشابور عبارتند از: بیهق، جوین، اسفراین، خبوشان، ارغیان، پُشت، رُخ، زوزن، خواف، ازقند، جام، باخرز و جاجرم.(7) و گروهی از جغرافیدانان بزرگ، از جمله شمس‌الدین محمد مقدسی، توس و نسا و ابیورد را نیز در زمره نواحی نیشابور آورده‌اند.(8) شهر نیشابور، مرکز قدیم، کانون تحولات سیاسی و اجتماعی، پایگاه فرهنگ و گرانیگاه تاریخ این منطقه گسترده در غرب خراسان بزرگ یا خراسان بزرگ غربی است.(9) سه شهر بلخ و مرو و هرات، کرسی‌ها و مراکز بخش‌ها یا رَبع‌های دیگر خراسان بزرگ تاریخی-فرهنگی بوده‌(10) و به تعبیر جناب رسول پویان، خراسان‌پژوه نامدار افغانستانی، «ریشه‌های ژرفناک خراسان را بایست در دل تاریخ پردرازنای بلخ، نیشابور، ماوراءالنهر و هرات پیداکرد.»(11) و نیشابور؛ پایگاه فرهنگ، گرانیگاه تاریخ و کانون تحولات خراسان بزرگ غربی (ربع نیشابور) است.

 بیهق از ولایات ربع نیشابور

پانویس‌ها و منابع: 

1. «نظام‌الملک طوسی»، حسین کفشگر جلودار، وبگاه پژوهشکده باقرالعلوم، 24 آبان 1393.

2. «ملاحسین واعظ کاشفی»، وبگاه ویکی‌شیعه، 12 آوریل 2017.

3. «بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین»، وبگاه دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، تاریخ مشاهده: 03/07/1396.

4. «ابوالحسن بیهقی»، دانشنامه ویکی‌فقه، تاریخ مشاهده: 03/07/1396.

5. «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375، ص 355.

6. «تاریخ بیهق»، تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی، با تصحیح و تعلیقات احمد بهمنیار، کتابفروشی فروغی، ص 22، 33.

7. «تاریخ نیشابور»، ابوعبدالله حاکم نیشابوری، ترجمه محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375، ص 215-217.

8. «احسن ‌التقاسیم فی معرفة الاقالیم»، تالیف ابو عبدالله محمد بن احمد مقدسی، ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مولفان و مترجمان ایران، 1361، ج2، ص436.

9. «نیشابور، مرکز خراسان و قدیم‌ترین پایگاه علوم اسلامی در ایران»، عبدالحمید مولوی، مجله دانشکده علوم معقول و منقول مشهد، سال 1347، شماره 1، ص182-226.

10. «جغرافیای تاریخی خراسان»، محمدتقی رضویان، محمدشالی، فصلنامه خراسان بزرگ، سال دوم، شماره 4، پاییز 1390، ص75-80.

11. «ریشه‌های خراسان کهن»، رسول پویان، وبگاه‌ خراسان‌زمین، 24 مرداد 1391.